خانه بومگردی عمارت پروین، در جوار آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی

خانه بومگردی عمارت پروین، در جوار آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانیReviewed by منصور عبدلی on Jan 2Rating: 5.0خانه ای در جوار آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانیخانه بومگردی عمارت پروین اقامتگاهی زیبا در جوار آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی که مقصدی مناسب برای طبیعتگردی و گردشگری ادبی است.

خانه بومگردی عمارت پروین برای من فقط یکی از دلایل علاقه مندی به شهر شاهرود است. فکر کنم این شهر برای هر سلیقه و سبکی از مسافرت میتواند مقصدی مناسب باشد. اگر عاشق جنگل و طبیعت کوهستانی باشید ارتفاعات جنگل ابر در نزدیکی شما است و کمی شمالی تر از آن از جاده توسکستان می توان به پارک جنگلی گلستان رسید، اگر هم عاشق کویر باشید سمت جنوب و جاده معلمان رمل های زیبایی پیدا خواهید کرد. پارک ملی خارتوران که به آفریقای ایران معروف هست هم در همان حوالی قرار گرفته است. در نهایت هم اگر به دنبال سفری فرهنگی و معنوی باشید آرامگاه دو انسان بزرگوار را در جوار این شهر زیارت خواهید کرد. نکته جالب داستان ما هم همجواری خانه بومگردی عمارت پروین با آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانی است. با این تفاسیر انتظار میرود که این شهر مقصدی پرطرفدار برای گردشگران باشد ولی احتمالا چون ساحل کثیف، رستوران های گران و غذاهای بدمزه و جاده پرترافیک ندارد جذابیتش را برای 99% از مسافران عزیز از دست میدهد و درنتیجه ما با یک شهر بسیار آرام و خلوت دنج روبرو هستیم و اگر کسی گذرش به این شهر برسد حتما با قصد و هدف خاصی به اینجا سفر کرده است. درست مانند من که الان در ایستگاه راه آهن شاهرود منتظر خانواده محمدی هستم تا با یکدیگر به سمت خانه بومگردی برویم که قرار است چند روز دیگر افتتاح بشود. خانه ای به نام عمارت پروین .

کتیبه های سردر خانه بومگردی عمارت پروین
کتیبه های سردر خانه بومگردی عمارت پروین

به خانه بومگردی عمارت پروین خوش آمدید

به همراه این خانواده دوست داشتنی از ایستگاه راه آهن شاهرود تا روستای قلعه نو خرقان و محل خانه بومگردی رفتیم. ولی اگه شما قصد سفر به اقامتگاه بومگردی عمارت پروین را داشته باشید مسیر سختی پیش روی شما نیست. کافیست با هواپیما، قطار، اتوبوس یا خودروی شخصی خود را به شاهرود برسانید و از آنجا به سمت روستای قلعه نو خرقان. هنگام ورود به روستا می توانید از هر رهگذر محلی آدرس خانه خانواده محمدی را بپرسید. در پاسخ این سوالتان احتمالا آن شخص دو دستش را باز می کند و با این کارش بخش وسیعی از روستا رو پوشش می دهد و می گوید: “همه مردم اینجا فامیلیشون محمدی هست!” خوب شاید سوال شما آنقدر هم مناسب نباشد. ولی کافی است تا مجددا بپرسید: “همون خانواده محمدی که خانه قدیمیشون رو مرمت کردن و تبدیل به خانه بومگردی کردن.” الان حتما متوجه مقصد شما خواهند شد و آدرس دقیق را به شما نشان می دهند. البته بر اساس قوانین احتمال باز هم ممکن است که متوجه منظور شما نشوند و در نهایت و گزینه آخر این است که خود رو به خیابان جمهوری، کوچه جمهوری نهم (فاطمیه)، پلاک 569 برسانید و وارد خانه بومگردی عمارت پروین بشوید.

آنچه درون خانه بومگردی عمارت پروین خواهید دید

خانه بومگردی عمارت پروین یک ساختمان 110 ساله است با معماری کلاسیک ایرانی. حیاط مرکزی، نمای کاهگل و آجری و حوض آب وسط حیاط که تقریبا همه استانداردهای یه خانه ایرانی را شامل می شود. هنگام ورود از در و راهرو نسبتا تنگ ساختمان باید باید کمی سرتان را خم بکنید و وقتی که وارد حیاط می شوید یک مرتبه ایوان و ستون های آجری اون خودنمایی می کند و شما رو تحت تاثیر قرار می دهد. حتی برای من هم که از قبل عکس های ساختمان را دیده بودم هم جذابیت داشت.

درهای هفت اتاق کوچک و بزرگ به حیاط این خانه باز می شوند که کاملا مناسب سکونت یه خانواده سنتی از پدربزرگ و مادربزرگ گرفته تا فرزند و نوه و نتیجه است. اتاق هایی که الان قرار هست هر کدام در اختیار یک خانواده از یک گوشه دنیا قرار بگیرد و با شناختی هم که من از خانواده محمدی پیدا کردم مطمئن هستم مانند خانواده خودشان از آنها پذیرایی خواهند کرد. گرچه این بین، معماری خانه بومگردی عمارت پروین هم به نزدیک کردن و صمیمیت بین مهمان ها خیلی کمک میکند. اتاق ها هرکدام سرویس بهداشتی و حمام اختصاصی خود را دارند و مهمان ها دیگر لذت دستشویی گوشه حیاط در هوای سرد زمستان رو ندارند و وقتی که از حمام بیرون می آیند قرار نیست از وسط برف یا گرمای آفتاب تابستان عبور بکنند تا به اتاق خود برسند.

اگر شما هم از آن دسته آدم های بدشانسی هستید که زمستان ها خانه ای سردتر و تابستان ها گرم تر از محیط بیرون دارید و احیانا به گوشتان رسیده که در خانه های قدیمی از این خبرها نبوده و خانه ها در زمستان گرم و تابستان خنک بوده (دیالوگ بسیار رایج در تاکسی ها)، پس حتما ایوان خانه بومگردی عمارت پروین را تجربه بکنید. روستای قلعه نو خرقان یک روستای ییلاقی است و زمستان های سردی دارد. ارتفاع و عمق این ایوان طوری ساخته شده است که بیشترین جذب آفتاب رو در روزهای سرد زمستانی دارد و این نور ضعیف وقتی از شیشه های رنگی اتاق عبور می کند، منظره ای رویایی را برای شما می سازد. از طرفی تنها جایی که می توانید در ظهر گرم تابستان، یک سایه خنک و دلچسپ پیدا کنید همین ایوان دوست داشتنی خانه بومگردی عمارت پروین است. اگه در فصل زمستان گذرتان به زیرزمین عمارت پروین بیفتد تعدادی قالی می بینید که یه گوشه لوله شده اند و قرار است تابستان کف ایوان را بپوشانند و این لذت رو تکمیل بکنند.

حیاط خانه بومگردی عمارت پروین
حیاط خانه بومگردی عمارت پروین

از همین الان می توان حدس زد که کدام قسمت خانه بومگردی عمارت پروین می تواند برای شما جذاب باشد. قرار است درباره نکته ای صحبت کنم که با هر منطقی که به آن نگاه بکنید برایتان جذاب است. مثل هر خانه قدیمی ایرانی انتظار شیشه های رنگی را روی درها و پنجره های آن دارید که اینجا هم به خواسته خود خواهید رسید. منتها نکته اصلی این است که هر کدام از این شیشه ها جداگانه و توسط مرجان محمدی مدیریت خانه بومگردی عمارت پروین (و یکی از بیشمار محمدی هایی که در این خانه میبینید) و زهرا دوست قدیمی اون رنگ شده است. در واقع هیچ کدام از این شیشه ها شبیه به یکدیگر نیستند و حتی اگه خیلی دقیق نگاه بکنید روی تک تک شیشه ها ردی از اثر دست هنرمند و حتی خطای انسانی که بنا به دلایل مختلفی هنگام رنگ کردن این شیشه ها پیش آمده را خواهید دید. حتی سبک شیشه رنگی ها هم روی هر پنجره تغییر کرده و کاملا مشخص است که هیچ  دلیل و منطقهی پشت آنها نیست و فقط یک کار تجربی است که در نهایت نتیجه ای بسیار عالی به همراه داشته است. اینجاست که به شما ثابت می شود تک تک اجزاء خانه بومگردی عمارت پروین با کلی حس و خاطره روی هم چیده شده اند و امیدوارم این حس نیز به شما هم منتقل بشود.

شیشه های رنگی خانه بومگردی عمارت پروین
شیشه های رنگی خانه بومگردی عمارت پروین

بیرون از خانه بومگردی عمارت پروین

به عادت همیشگی پای بیرون از خانه بومگردی عمارت پروین بیرون می گذارم تا ارتباطی نزدیک تر با اتفاقات خارج از خانه بومگردی داشته باشم. اگر بخواهم به طور خلاصه و مختصر توضیح بدهم؛ در اطراف خانه بومگردی عمارت پروین جاذبه های بسیار متنوعی پیدا می شود. به قدری که احتمال این را میدهم  که وقتی این اقامتگاه راه اندازی شود ( البته الان که شما دارید مطلب را می خوانید اینجا افتتاح شده است) مهمان های خیلی متفاوتی کنار هم و زیر یک سقف جمع بشنوند.

می توان از جاذبه های طبیعی اطراف شروع کرد. حدود 10 کیلومتر از خانه بومگردی عمارت پروین به سمت شمال به روستای ابر و ورودی جنگل ابر خواهیم رسید.به نظر می رسد این شناخته شده ترین مقصدی است که خیلی ها یا اسمش را شنیده اند یا دوست دارند که یک بار هم شده با آن سفری داشته باشند. از آنجایی که این مسیر خاکی و نسبتا صعب العبور است قرار است که مرجان محمدی با یکی از محلی ها که مطمئن هستم فامیلی اون هم محمدی است صحبت بکند تا با یک ماشین آف رود (منظورم نیسان آبی است) گشت نیم روزی برای جنگل ابر راه بیندازد. البته در همین مسیر هم اگر بیشتر ادامه بدهید می توانید از جاده زیبای توسکستان به گرگان و پارک جنگلی گلستان برسید. در واقع قلعه نو خرقان و خانه بومگردی عمارت پروین حتی می تواند یک محل توقف مناسب برای سفر به استان گلستان از یک مسیر متفاوت باشد.

یک روش رایج برای جذاب نشان دادن یک مقصد گردشگری یا برنامه سفر این است که جاذبه های متفاوتی را کنار و در یک برنامه قرار بدهند. به طور مثال برف و کویر یا جنگل و کویر در یک سفر. گرچه به نظر شخصی من شاید این روش جذابیت چندانی نداشته باشه، ولی در هر صورت خانه بومگردی عمارت پروین این ویژگی را دارد. از دشت های جنوبی و پارک ملی خارتوران و رمل های کویری گرفته تا ارتفاعات البرز و توسکستان و پارک ملی گلستان. البته در نزدیکی هر کدام از جاذبه های اشاره شده هم چندین خانه بومگردی وجود دارد که در سفرنامه های بعدی معرفی خواهد شد.

در داخل روستای قلعه نو خرقان هم جاذبه های خاصی حداقل برای چند ساعت قدم زدن وجود دارد. به گفته آقای محمدی (پدر مرجان محمدی) اینجا سال های قبل از انقلاب مرکز بخش بوده. روستایی بزرگ که به عبارتی گلوگاه ارتباطی به سمت جنگل بوده است. جایی که جنگل به عنوان منبع اصلی سوخت یعنی هیزم شناخته میشد. با این تفاسیر میتوان حدس زد که اینجا چه پیشینه پر رونقی داشته است. بازار اصلی روستا که الان بیش از 90% مغازه هایش متروکه هستند، زمانی بورس فروش ذغال بوده هم همین حرف را تایید میکند. طبیعتا چنین روستایی باید بافت و معماری با ارزشی داشته باشد. بافت قدیمی روستا که اخیرا هم مرمت شده است پر است از خانه هایی قدیمی و بزرگ که البته اکثر آنها نیز متروکه هستند. در واقع یک بافت تاریخی در ظاهر زیبا، کوچه های سنگفرش و خانه های کاهگلی، ولی متاسفانه در داخل اکثر این خانه ها نه کسی زندگی میکند و نه رهگذر و رنگ و بویی از آن روستای پرهیاهو در این خیابان ها دیده می شود.

کوچه های اطراف خانه بومگردی عمارت پروین
کوچه های اطراف خانه بومگردی عمارت پروین

تنها عنصری که از روستای قدیمی و در نزدیکی خانه بومگردی عمارت پروین وجود دارد و هنوز هم قرص و محکم پابرجا مانده است دوتا حمام قدیمی هستند. از روزی که پای آب لوله کشی و گرم به خانه های ایرانی باز شد، عمر این حمام ها هم به سر آمد. حتی به خاطر دارم روستای پلاسجان و در حوالی خانه بومگردی پلاسجان یک حمام سنتی ساخته بودند تا شاید مردم روستا را دوباره به سمت خود بکشاند، ولی این موج تغییرات به قدری قوی بود که این حمام نوساز خیلی زود به یک ساختمان متروکه تبدیل شد. ولی اینجا قضیه کاملا متفاوت است. اینجا مردم دقیقا برای تفریح و دور هم بودن و گپ زدن به حمام میروند. همان وظیفه ثانویه ولی حیاتی که حمام ها همیشه بر عهده داشتند. داخل این حمام ها به نظر من عالی بود. درواقع هیچ چیز خاصی آنجا دیده نمی شود. همه انتظاراتی که از یه حمام معمولی دارید را میتونید براورده کنید. در و دیواری که کاشی های قدیمی دارند و هر گوشه اش پیام های اخلاقی از صاحب کاملا جدی حمام میبینید. یه جا گفته است که لنگ را در محل مخصوص خود قرار بدید، و یک جا شما را از چسباندن تیغ به کاشی های حمام به شدت نهی کرده است.

توضیحاتی که اینجا داده شد همه گوشه ای از جاذبه های اطراف خانه بومگردی عمارت پروین بود. ولی ورای همه این موارد، این روستا موهبتی دارد که خیلی ها را از گوشه و کنار دنیا به سمت خود جذب میکند و برای مردم این منطقه سال های سال است که برکت را به همراه آورده است. چند قدم بالاتر از خانه بومگردی عمارت پروین ، چندین سال است که شیخ ابوالحسن خرقانی آنجا آرمیده است به حیات ابدی خود می پردازد. جایی که در این سفرنامه به خود اجازه نمی دهم بیش از این درباره چنین بزرگواری قلم فرسایی کنم.

تندیس شیخ ابوالحسن خرقانی در کنار آرامگاه وی
تندیس شیخ ابوالحسن خرقانی در کنار آرامگاه وی

خانه بومگردی عمارت پروین و گردشگری پایدار

یک سوال کاملا رایج که داخل هر خانه بومگردی ذهنم را مشغول میکند این است که: «این خانه بومگردی چقدر پایدار است؟» مطمئن هستم که قرار نیست جواب این سوال رو با چند نگاه ساده و حتی چند روز اقامت پیدا کنم. تجربه های قبلی از خانه های بومگردی هم ثابت کرده بود که همین مطرح کردن اصطلاحاتی مانند توسعه پایدار و گردشگری پایدار در این اقامتگاه ها در همین سطح هم در نوع خودش یک پیشرفت و موفقیت بزرگ به حساب می آید. اینکه مدیریت خانه بومگردی بعد از من با خود بگوید که: « منصور عبدلی دقیقا چی داشت می گفت؟ هرچی بود انقدر مهم بود که نه به میز بیلیارد ما توجه کرد، نه اینکه ما تنها خونه کاهگلی تو کل شهرستان هستیم براش جذاب بود»، در واقع برایشان تلنگری باشد تا بیشتر و دقیق تر پیگیر این مساله یعنی وضعیت پایداری خانه بودمگردی خود باشند.

اینجا در خانه بومگردی عمارت پروین هم فرصت خیلی خوبی بود تا یک چالش فکری در این زمینه ایجاد کنیم. از آنجایی که من توی اوج فصل سرما به خانه بومگردی عمارت پروین سفر کردم، خیلی راحت توانستم وضعیت استفاده بهینه از انرژی را ببینم. برویم سراغ بهترین قسمت قضیه یعنی کرسی! قرار نیست هیچ حس نوستالژیکی نسبت به این وسیله گرمایش دوست داشتنی داشته باشم و توصیف های احساسی درباره اش بکنم. فقط به این نکته اشاره می کنم که کرسی یکی از هوشمندانه ترین و با ادبیات امروز سبزترین و پایدار ترین وسیله گرمایش ممکن در خانه های بومگردی ایران است. به جای گرم کردن کل اتاق با صرف انرژی و هزینه بسیار زیاد، فضایی بسیار محدود زیر کرسی رو هرچقدر که دوست داشته باشید گرم می کنید و با یک لحاف کرسی اساسی مطمئن خواهید شد که این گرما قرار نیست به این سادگی ها از زیر کرسی خارج بشود. نقطه مقابل کرسی، میتواند شومینه باشد. حجم وسیعی از منبع انرژی در مقابل چشمان ما می سوزد و تقریبا همه گرمای آن از دودکش بیرون می رود و شما باید به خود تلقین کنید که «خوب پس، حتما دارم گرم میشم». در حالی که در این بین بیشترین لذت را کلاغ های روی دودکش خانه میبرند. حالا تجسم بکنید که تقریبا داخل همه اتاق های خانه بومگردی عمارت پروین شما هم کرسی دوست دار محیط زیست دارید و هم شومینه فانتزی نه چندان دلچسب. امیدوارم این تصویر کاملا گویای وضعیت استفاده از انرژی در خانه بومگردی عمارت پروین باشد.

پیشتر صحبت شده بود که شیشه های رنگی خانه بومگردی عمارت پروین چقدر می تواند از شما دلبری بکند. خوب این دل بردن قرار است هنگامی که شما کنار این شیشه ها یا داخل اتاق و زیر نور های رنگی آن عکس یادگاری میگیرید به کار آید. ولی وقتی قرار باشه کارامدی این روش سنتی از ساختن پنجره چوبی و شیشه ای را به عنوان یک عایق حرارتی بسنجید متوجه خواهید شد که با چه وضحیت بحرانی روبرو هستید. مشکلی که در واقع من در همه ساختمان های مشابه دیدم و نمیتوان گفت که فقط مختص خانه بومگردی عمارت پروین است. برعکس دیوارهای ضخیم و مستحکم این خانه که به خوبی جلوی انتقال گرما را می گیرند، این پنجره ها با درزهای نسبتا بزرگ خیلی راحت اجازه می دهند تا هوای سرد وارد اتاق بشود. به گفته آقای محمدی، قدیم ترها، برای حل این مشکل همه پنجه ها را با پارچه های کتان یا پتوهای ضخیم و بعدها لایه ای پلاستیکی می پوشاندند تا جلوی باد سرد را بگیرند. کاملا معلوم است که با انجام این کار، دیگه خبری از شیشه های رنگی و نور ضعیف ولی زیبای زمستانی داخل اتاق نیست. از طرفی با این کار خانه بومگردی عمارت پروین شاید با استاندارد های امروزی دیگر یک خانه بومگردی زیبا نباشد. در هر صورت فعلا گویا تنها راه حل، زیاد کردن شعله شومینه ای است که بنا به دلایل مختلفی ناکارآمدی خود را ثابت کرده است.

اینجا در خانه بومگردی عمارت پروین و هنگام مرمت ساختمان تغییرات دیگری نیز در ساختمان رخ داده است که بسیار صادقانه منتظر مشاهده آن بودم. طبیعتا یکی از اقدام هایی که باید در مرمت یک ساختمان صورت بگیرد، نورپردازی و روشنایی محوطه و فضای باز آن است. همچنین برای زیباتر نشان دادن ساختمان در شب، می توان نورپردازی هایی هم روی بدنه و نما انجام داد. ولی چند نکته در ارتباط با خانه های بومگردی همواره مطرح می شود. اینکه قرار نیست این خانه بومگردی را به شکلی فانتزی مرمت کرد، بلکه قرار است اینجا شبیه به همان ساختمانی باشده که سال های سال یک خانه مسکونی بوده، به همون سبک و سیاق گذشته. به همین خاطر هم وقتی که حیاط عمارت پروین با نورپردازی های تزئینی و نسبتا غیر کاربردی تزئین شده، تا حدودی حال و هوای اصیل خانه برای من از بین می رود و احساس می کنم صاحب خانه برای ما یک نمایش زیبا فراهم کرده است، نه تصویری از یک زندگی واقعی. نکته مهم دیگه درباره نورپردازی هم نورهای سمت آسمان است که من با تاکید فراوان از مرجان محمدی تقاضا کردم که برای کاهش آلودگی نوری آنها را خاموش بکند و فقط روشنایی های ضروری محوطه باقی بماند، ولی متاسفانه گویا تابحال چنین اتفاقی هم رخ نداده است. همینجا از همه کسانی که بعد از خواندن این سفرنامه گذرشان به خانه بومگردی عمارت پروین خواهد افتاد خواهش می کنم که خیلی محترمانه از ایشان تقاضا بکنند تا چراغ ها را خاموش بکنند تا کمی حال اکوسیستم منطقه بهتر بشود.

 

پایان

پروژه در ایران

زمستان 1396

خانه بومگردی عمارت پروین

دیدگاه‌تان را بنویسید: